پور احمد و آنچه استحقاقش را داشت

آدمها در ايران سه گروه می شوند : يک گروه انگشت شمار تا حدی به آنچه استحقاقش را دارند ميرسند گروه بعدی که خيلی بيشترند هرگز به آنچه استحقاقش را دارند نمی رسند و گروه  سوم که باز هم بيشترند به چيزی خيلی خيلی بيشتر از ميزان استحقاقشان دست می يابند. کيومرث پوراحمد بدون شک جزو گروه دوم اين دسته بندی قرار می گيره . مدتی پيش به شکلی کاملا اتفاقی فيلم شب يلدای او را ديدم و واقعا هم لذت بردم .فيلم به شکلی ماهرانه ، هم خصوصيات خوب يک فيلم پاپولار و هم خصوصيات خوب يک فيلم روشنفکرانه را داشت . برای مثال درست که واقعا يک خط داستانی-حادثه ای مشخص نداشت . اما بدون داستان هم نبود . و يا درست است که از صحنه های نمادين گيج کننده در فيلم استفاده نشد تا ذهن بيننده (عام و يا خاص ) مشوش نشود اما وقتی بيشتر در فيلم دقيق شوی می بينی که در زير پوسته ظاهری فيلم نمادهای فوق العاده عميق و جلب کننده ای ( برای آنها که دنبالش می گردند ) قرار دارد. در واقع شب يلدا هيچ چيز را به بيننده اش تحميل نميکند و طوری ساخته شده که هر کس از ديدنش آن طور که خودش دوست دارد لذت ببرد . چنين فيلمهايی است که استعداد واقعی يک فيلمساز را به بهترين شکل نشان ميدهد .
شب يلدا شايد يک فيلم خاکستری و کم حادثه باشد اما ريتم و همچنين بار فوق العاده احساسيش ( که هرگز برعکس اکثر فيلم های ايرانی ساده لوحانه و احماقانه نيست ) باعث می شود که هرگز از نشستن پای آن احساس خستگی نميکنی . من يکی که آنقدر صحنه های اکشن و حادثه ای در فيلم های مختلف ديده ام که ديگر فقط باعث خميازه ام ميشوند و درچنين حالتی امثال شب يلدا بهترين گزينه اند.
وقتی قدر امثال پوراحمد را ندانيم حقمان است که فيلمها و سريالهائی را به خوردمان بدهند که يک دشنام و توهين بزرگ در حق مخاطبشان هستند.......تو احمق و ابلهی پس اين صحنه های احمقانه و ابلهانه را تماشا کن .

 

لینک
شنبه ۳۱ امرداد ،۱۳۸۳ - سهیل طاغی