بعضی ها یه حرفهایی بعضی وقتا میزنن که اصلا نباید جدی گرفت اما بعضی وقتا اونقدر این حرفها را تکرار می کنن که صبر آدم تموم می شه . از طرفی اونقدر این حرفها بی پایه و مفت هستند (و احتمالا خودشون هم این را می دونند) که آدم حتی حیف میاد وقت و انرژیش را برای یه جواب کوچولو هم تلف کنه .

دور از جون به دل نگیرید این یکی از اون حرفها نیست ها .... اصلا خودتان قضاوت کنید : می گن ما ایرانیها خدای هوش و استعدادیم و ......می گیم آخه بر چه اساسی این حرف را می زنید؟ دلایل مختلفی می یارن از جمله به تقلب ها و دودره بازی ها و دزدی های هم وطنانشان افتخار می کنند و یا می گن ببینید ما چه قدر نخبه و دانشمند در خارج از کشور داریم ویا می گویند وقتی با خارجی ها برخورد کنید این مسئله را خودتون کاملا احساس می کنیدو....

و اما جواب اولی : واقعا چه قدر بدبختیم که باید از صفتهای بدمون برداشت خوب کنیم و به آنها افتخار کنیم . انسانها و قومیت ها و ملیتهای مختلف هر یک از ظرفیت های هوشی مختلفی برخوردارند و در وجود این تفاوت شکی نیست اما هنوز هیچ روش علمی و معتبری برای اندازه گیری حتی نسبی و با دقت کم میزان هوش یک انسان چه با روش های روان سنجی و چه با استفاده از شاخص های جسمی بوجود نیامده . و روش هایی که امروزه وجود دارند تنها جنبه های کمی از هوش را به شکل قرار دادی اندازه گیری می کنند . بحث درباره این که این روش ها و جنبه ها و شاخص ها چرا و چگونه بوجود می آیند بحثی بسیار طولانی و پیچیده است که بسیاری از اندیشمندان را به خود مشغول کرده که شاید یکی از جالب ترین نظریات در مورد این مسئله نظریات میشل فوکو باشد . اما آیا ابداع روش ها آنچنانی تقلب و دزدی می تواند نشانه ای از هوش باشد ؟ گفتیم همه انسانها به هر حال ظرفیتی از هوش و استعداد دارند . اما این که از این هوش و استعداد چه طوری استفاده کنند مسئله دیگر است . ژاپنی هایی که اینقدر به آنها تهمت بی استعدادی می زنیم ، آن ظرفیت هوشی را در جهت ایجاد ظرفیت های عظیم تکنولوژیک به کار می گیرند در حالی که ما ایرانیها تموم فکرمون را متمرکز می کنیم رو این که مثلا چه طور تلفن کارتی قفل کنیم . وتازه وقتی موفق شدیم کلی به خودمون بنازیم . واقعا چه قدر بد بختیم .

از طرفی زمانی که با یک دید جامعه شناسانه به مسئله نگاه کنیم ، همانگونه که استاد رفیع پور در منابع مختلف بیان کرده اند هوش و استعداد ملت ها را می توان به دو قسمت هوش اجتماعی و هوش فردی تقسیم کرد می خواهم با زبان ساده یک مثال این مسئله را بیان کنم : هوش فردی انسانها تنها زمانی شکوفا می شود که در اثر نیاز های بیرونی و محرکهای محیطی وادار به عکس العمل شود همین طور این مسئله در مورد هوش اجتماعی هم صادق است . فرض در کشوری یک سیستم تامین اجتماعی قوی وجود دارد. در این صورت مردم آن کشور ناچار نیستند بخش عظیمی از انرژی فکری خود را صرف مقابله با مسائلی بکنند که عدم وجود یک سیستم تامین اجتماعی آنها را بوجود می آورد پس نیروی فکری آنها کتر دچار تحریک می شود این مسئله را به تمام سیستم های اجتماعی محسوس و نا محسوس ، رسمی و غیر رسمی و .... که خوشبختانه تمام آنها در ایران به شدت ضعیف هستند تعمیم دهید . جامعه ایرانی به خاطر مسائل تاریخی فرهنگی و سیاسی خود دارای سیستم و در نتیجه هوش و تکامل پذیری فوق العاده ضعیف و گسیخته است که باعث می شود واحدهای این جامعه به شکل جزیره های جدا از هم در بیایند و... بحث در مورد این مسئله بسیبار مهم نیاز به یک مطلب جداگانه دارد ان شاء ا... به زودی .....

 

ادامه دارد

 

 

شکلات های معروف جهان

لینک
یکشنبه ۱٠ اردیبهشت ،۱۳۸٥ - سهیل طاغی