آينه (تقديم به زنده ياد فرهاد مهراد)

 

در آينه صورتم را مي بينم ،

 

چيزي نمي گويم ،

 

حتي با خودم

 

همچو آينه ،

 

خاموش مي ايستم ،

 

گويي كه از خوابي ،

 

در خواب ديگري برخواسته ام

 

آينه تيره است ،

 

آينه پرگرد است ،

 

آينه تخته سياه دروغهاي قديميست ،

 

كه ما بچه هاي كلاس زندگي ،

 

سالهاست به آن زل زده ايم .

 

در آينه صورتم را مي بينم ،

 

چيزي نمي بينم ،

 

آينه حرفي نمي گويد

 

آينه خاموش است

 

در آينه صورتم را مي بينم ،

 

فرياد نمي كشم ،

 

آينه را خرد نمي كنم ،

 

آينه هاي كوچك تر ،

 

دروغهاي بزرگتري مي گويند !

 

آينه را خرد نمي كنم ،

 

در اين روزگار خاموشي ،

 

پذيرفتن ،

 

در اين روزگار ايستادن ،

 

وشلاق خوردن و سربر زمين انداختن .

 

در آينه صورتم را مي بينم ….

 

 

لینک
شنبه ۳ تیر ،۱۳۸٥ - سهیل طاغی