غمي سنگين به دوشم بود :

نداشتنت ، نداشتن اميد داشتنت .

صدايي آمد از دور :

غمگين مباش هرگز ،

"يا بپذير با بجنگ ."

"من كه هزار جان جنگيدم"

پچ پچي آرام كردم :

"يا به سيلاب جنگ مي روي ، يا به مرداب غم ،

مرد پذيرفتن نخواهي بود "

باز هم صدا به گوش آمد :

"يا بپذير يا بجنگ"
لینک
یکشنبه ٢٦ فروردین ،۱۳۸٦ - سهیل طاغی