لحظه ايست عجيب و سخت عجيب ،‌

لحظه اي به نام يك ميلاد :

ريشه اي سست ،‌ اميدي سخت ،‌

نونهالي به اميد چون درخت

خواهشي بود نونهال روزي

خواهشي بود كمي خواهش

خواهشي بود كمي رنگين

خواهشي بود كمي زيبا

خواهشي بود كمي رقاص

خواهشي بود كمي نعشه

خواهشي بود كه خواهشش گاهي ،

گاه كمي شيطنت مي كرد

گاه كمي شكوه  ، گاه كمي بي تاب

گاه كمي هوس مي راند ، گاه كمي به خوابي خوش

كودكي لحظه اي نباشد بيش :

خواهشي بود نودرخت روزي

بر زمين كويري چو اينجاها

سربه ديوارها تنگ ، تخت ،‌ تخت

ريشه بر خاك ها ، سنگ ، سخت ، سخت

بد سياه مست ، خمار وخسته و خونين گلو فرياد

پر اتش بود و پرهياهو گرم ،

تشنه بود و تشنه تر مي شد ، 

دشنه هايي كه بر تنش مي خورد،

 هرزمان دشنه  دشنه تر مي شد

مرگ هماره جانداراست

زنده  بر كمين بي جاني !

خواهشي بود خشك بر زميني خشك

خسته از ياد خواهشي روزي

نامه مانده تا ابد كوير كور

خاطرات تا هميشه پا برجا

سالها اينچنين ، سالها آنچنين :

خواهشي بود نونهال روزي

خواهشي بود نو درخت  روزي

 

لینک
چهارشنبه ٢۳ خرداد ،۱۳۸٦ - سهیل طاغی